تبليغاتX
به سوی باران...

به سوی باران...

خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش / بنماند هیچش الَا هوس قمار دیگر

بعد از دو ماه...

 

بالاخره بعد از دوماه فرصتی شد تا مطلبی بنویسم!!!

ان شاالله اولین جلسه کانون اندیشه جوانان زنجان در تاریخ سی ام خرداد ماه برگزار خواهد شد. خدمت همه دوستان دعوت نامه ارسال خواهد شد. ولی طبیعتا ذهن فراموشکار مانع از به خاطر آوردن اسامی همه عزیزان خواهد شد. مایه مسرت خواهد بود اگر دوستانی هم که دعوت نامه دستشون نمیرسه هم تشریف بیارن. موضوع جلسه اول نیز در رابطه با هویت خواهد بود.

پنج شنبه ۳۰ / ۳ / ۸۷. ساعت ۴:۳۰ - ۶:۳۰

مرکز ارتباطات جوانان. ضلع جنوبی پارک اندیشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 22:41  توسط حمید ثابت قدم  | 

راه اندازی کانون اندیشه جوانان

 

 

 

به همت تنی چند از دوستان، در حال راه اندازی ساز و کاری با عنوان کانون اندیشه جوانان استان زنجان و با همکاری نمایندگی سازمان ملی جوانان هستیم. هدف از تشکیل این کانون ایجاد اتاق های گفتگوی جوانان در موضوعات مختلف از جمله هویت (ایرانی و اسلامی)، دانشگاه (رشد کیفی و کمی دانشگاه ها، آسیب شناسی دانشگاه ها با رویکرد تولید و حرکت در مرزهای علم و یا بستری برای اشتغالزایی جوانان)، فرار مغزها (افزایش یا کاهش میزان مهاجرت نخبگان در سال های اخیر و بررسی علل آن)، انتخابات و نقش فاکتورهای فرهنگی- اجتماعی منطقه در انتخاب نمایندگان استان، اشتغال جوانان (فعالیت و مشارکت اقتصادی جوانان در قالب تعاونی ها، بنگاه های زود بازده و راه کارها و مشکلات موجود در تبدیل ایده های اقتصادی به طرح های کارآفرین و...)، می باشد. سعی بر آن است که در حد وسع، خروجی اتاق های فکر با حمایت مدیران ارشد و تصمیم ساز، در استان عملیاتی شوند و از رنگ و بوی تئوری آن و برگزاری جلسات بحث و گفتگوی متوالی کاسته شود. امید است این آغاز، سرآغازی - البته نه چندان نو- برای ابراز اندیشه های جوانان و اعمال نظرات آن ها در حوزه های چالش برانگیز و پراهمیت امروزین خود باشد.

با آغوشی باز پذیرنده پیشنهادهای دوستان در زمینه های مربوط به طراحی و جهارچوب کانون، موضوعات مورد بحث در اتاق ها و برگزاری جلسات سخنرانی و یا بحث و گفتگو و یا نقد کتاب مرتبط با موضوعات اتاق ها، اهمیت موضوعات جهت اولویت بندی بررسی و  ایجاد اتاق ها، طراحی وب سایت کانون و یا هر موضوع مرتبط دیگر، هستیم.

در ضمن هر اتاق دارای تعدادی عضو ثابت و هسته اصلی جهت برگزاری جلسات خواهد بود. از عزیزان علاقمند به گرمی استقبال خواهیم کرد. ممنون می شوم اگر به دوستان خود هم اطلاع دهید.

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 0:56  توسط حمید ثابت قدم  | 

پرده بگردان و بزن ساز نو...

 

 

پرده بگردان و بزن ساز نو                                          هین که رسید از فلک آواز نو

تازه و خندان نشود گوش و هوش                                تا ز خرد درنرسد راز نو

این بکند زهره که چون ماه دید                                  او بزند چنگ طرب ساز نو

خیز سبک رطل گران را بیار                                      تا ببرم شرم ز هنباز نو

برجه ساقی طرب آغاز کن                                        وز می کهنه بنه آغاز نو

در عوض آنک گزیدی رخم                                       بوسه بده بر سر این گاز نو

از تو رخ همچو زرم گاز یافت                                     میرسدم گر بکنم ناز نو

چون نکنم ناز که پنهان و فاش                                  میرسدم خلعت و اعزاز نو

خلعت نو بین که به هر گوشهاش                                تازه طرازی است ز طراز نو

پر همایی بگشا در وفا                                              بر سر عشاق به پرواز نو

مرد قناعت که کرمهای تو                                        حرص دهد هر نفس و آز نو

می به سبو ده که به تو تشنه شد                               این قنق خابیه پرداز نو

رنگ رخ و اشک روانم بس است                                 سر مرا هر یک غماز نو

گرم درآ گرم که آن گرمدار                                      صنعت نو دارد و انگاز نو

بس کن کاین گفت تو نسبت به عشق                         جامه کهنهست ز بزاز نو

 

سال هشتادو شش با همه فراز و نشیب‌هایش گذشت و اینک همه در انتظار روزگار نوایم غافل از اینکه:

تازه و خندان نشود گوش و هوش                            تا ز خرد درنرسد راز نو

سال نو مبارک...

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 23:49  توسط حمید ثابت قدم  | 

تو به من خندیدی ...

 

 

تقديم به آني كه اميدوارم خواننده اش باشد...

 

تو به من خندیدی
 و نمی دانستی
 من به چه دلهره از باغچه همسایه
 سیب را دزدیم
 باغبان از پی من تند دوید
 سیب را دست تو دید
 غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
 و تو رفتی و هنوز
 سالهاست که در گوش من آرام آرام
 خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
 و من اندیشه کنان غرق این پندارم
 که چرا
 خانه کوچک ما سیب نداشت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 12:0  توسط حمید ثابت قدم  | 

و باز هم انتخابات...

 

 

این روزها شاهد تبلیغات گسترده کاندیداهای مجلس هشتم البته به مدد خلاقیت مجلس هفتم، متفاوت از انتخابات پیشین- هستیم. آیا میتوان برگزاری به طور متوسط یک انتخابات در سال را ارزش تلقی کرد؟ به غیر از هزینه های مادی و غیرمادی، تعدد انتخابات ممکن است چه نتایج دیگری برای افراد یک جامعه در بر داشته باشد؟ مطمئنا یکی از پاسخ ها، افزایش شعور سیاسی افراد جامعه است که بنا بر تجربیات انتخابات گذشته، میتوان انتظار داشت که شور سیاسی در دوره برگزاری انتخابات البته با کمی چاشنی تدبیر و تفکر به شعور سیاسی تبدیل شود که بی شک نتیجه ای بسیار مقبول و پرارزش خواهد بود! اما آیا این موضوع و موارد مشابه در جامعه ما مصداق داشته است؟ آیا یکی از مهمترین نتایج برگزاری انتخابات متعدد در کشور را نمی توان عادی انگاشتن و تسهیل ثبت نام به عنوان نامزد انتخاباتی از سوی گروه های مختلف مردم تلقی کرد، بطوریکه علی رغم تعبیه فیلترهای متفاوت از زمان ثبت نام تا کاندیداتوری افراد از سطح تحصیلات و سن نامزدها گرفته تا شورای نگهبان- باز هم برای تصاحب کرسی های مجلس با نسبت تقریبی ۱ به ۲۰۰ مواجهیم!...

 

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد                         آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 10:57  توسط حمید ثابت قدم  | 

مومن از يك سوراخ چند بار گزيده نمي شود...

 

 

۱۱، ۱۲ و ۱۳ام اسفند ماه، تالارهاي شهيد چمران و رجب بيگي دانشكده فني دانشگاه تهران شاهد برگزاري همايش دموكراسي در بستر اسلام رحماني لست. از جالب ترين برنا مه هاي برگزار شده، مناظره آقايان مرعشي و كوچك زاده بود كه روز یکشنبه برگزار گرديد. برايم خيلي جالب بود كه افراد منسوب به اصلاح طلبان هنوز اشتباهات چندين سال پيش خود را همچنان تكرار ميكنند و هنوز بسياري از ذهنيات قبلي خود را نسبت به مردم و نسبت به طيف مقابل (يا به اصطلاح افراد منسوب به محافظه كاران) داشته و بر آنها پافشاري ميكنند. در اين مناظره با وجود اينكه آقاي مرعشي از افراد بسيار توانمند و از چهره هاي مقبول جبهه دوم خرداد و اصلاح طلب هستند ونيز برگزار كننده جلسه انجمن اسلامي دانشكده فني بوده و اكثر قريب به اتفاق حاضرين نيز طرفدار آراي اين طيف بودند- ولي اين آقاي مرعشي بود كه غالب اوقات با حسي حق به جانب و روحيه اي پر از مزاح، پاسخ هاي آقاي كوچك زاده  را به نحوي مي دادند كه باعث خنده حاضرين مي شدند. در مقابل آقاي كوچك زاده با وجود اينكه بيشتر از طرف مقابل بر گفته هاي خود پافشاري كرده و خود و طيف خود را بدون هيچ عيب و نقصي مي دانستند- كمتر به دادن پاسخ هاي تحريك كننده شنوندگان علاقه اي نشان داده و غالبا به بيان پاسخ هاي جدي پرداخته و حتي المقدور سعي بر دوري گزيني از پاسخ هاي منفعلانه داشتند؛ كه اي كاش آقاي مرعشي نيز به اين نكته و موضع گيري طرف مقابل توجه ميكردند. بگذريم از اينكه جلسه اي كه آقاي كوچك زاده از ابتدا ميدانستند در جمعي با نظرات مخالف خود حاضر ميشوند، در انتها با داد و فرياد و اعتراض بسياري از دانشجويان و حاضرين در مخالفت با طيف منتسب به ايشان به اتمام رسيد، ولي چه خوب بود كه اصلاح طلبان نيز از شكست هاي قبلي خود پند گرفته و مصداق مومناني شوند كه از يك سوراخ چند بار گزيده نمي شوند.

البته نميدانم كه منظور از جمله " مومن از يك سوراخ چند بار گزيده نمي شود" اين است كه مومن از يك سوراخ فقط يك بار گزيده مي شود يا اينكه مومن اصلا از سوراخ گزيده نمي شود؟....

راستي يادم رفت بگويم كه موضوع جلسه يكشنبه "انتخابات، دولت هادي و دولت ناظر" بود.

با اميد به سربلندي ايرانيان....

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 17:1  توسط حمید ثابت قدم  | 

سر آغاز

 

ما چاره‌ای جز این نداریم که قوی باشیم...

نمی دانم که از کجا شروع کنم و چه بگویم؟ شاید به خاطر اینکه نمی‌دانم چرا باید وبلاگ بنویسم! شاید هم به خاطر وسواس زیادی است که در نوشتن یا ننوشتن یا چگونگی نگارش مطالبی که در ذهنم دارم، می باشد. [که البته امید دارم با تداوم نوشتن وبلاگ، این مساله حل شود و بیان و اظهار درونیات برایم سهل و آسان شود...]

علت گرایش ایرانیان به وبلاگ؟

جدی نگرفتن وبلاگ‌ها و پیامدهای آن در ایران!

و ...

هفتم و هشتم اسفند ماه سال جاری در دومین جلسه از سلسله جلسات اجلاس حکمت (www.ejlashekmat.com) با محوریت جریان‌ شناسی رسانه و ارتباطات که در محل مجموعه عصر انقلاب وابسته به سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران برگزار گردید، حضور داشتم. سلسله نشست‌های اجلاس حکمت متشكل ۱۲ همایش چند روزه می‌باشدکه توسط سازمان ملی جوانان و با محوریت موضوعات پراهمیت از نظر سازمان در حوزه جوانان، برگزار می‌شود كه امل سخنراني ها و كارگروه ها مي باشد. نشست اول حدود ۳ ماه قبل با موضوع جریان شناسی دینی و در مشهد برگزار شد.

سخنرانی اول این جلسه توسط دکتر حمید ضیایی پرور (www.reporter.ir) استاد دانشگاه، از فعالین و نظریه پردازان حوزه ارتباطات در ایران، خبرنگار (خراسان) و... و با موضوع جریان‌شناسی وبلاگ‌های فارسی در فضای مجازی برگزار گردید. ارائه بسیار جالب و تاثیر‌گذاری در رابطه با بحث وبلاگ، تحدیدها، پیامدها و مشکلات آن در ایران داشتند. پرسش‌های جالبی را در رابطه با چالش‌های پیش روی وبلاگ در ایران مطرح نمودند که به دو مورد از آنها در ابتدای مطالبم اشاره نمودم.

"دلايل جامعه شناختي و روان شناختي رويكرد ايرانيان به وبلاگ چیست ؟ مصادف شدن رونق وبلاگ‌های فارسی با سال‌های پر افت و خیز تعطیلی برخی مطبوعات باعث شده تا این فرضیه مطرح شود که بین این دو رخداد ارتباط معناداری وجود دارد، البته این فرضیه در هیچ تحقیق علمی و آکادمیکی بررسی نشده است، اما نشانه‌هایی از درستی این موضوع در برخی بررسی‌های تحلیل محتوای وبلاگ‌ها به دست آمده است، با این حال می‌توان گفت بسته بودن فضای سیاسی و اجتماعی کشور به خصوص از نظر طرح مسایل اجتماعی و محدودیت‌های ارتباطی نسل جوان باعث شده تا از رسانه وبلاگ به عنوان تریبونی برای طرح دیدگاه‌ها، دل نوشته‌ها، آرمان‌ها و عقاید مختلفی که جایی در دنیای واقعی یا رسانه‌های مکتوب و دیداری و شنیداری ندارند، استفاده شود.

 ایرانی‌ها مردمانی شفاهی بوده‌اند و بیش از آنکه افکار و نظرات خود را از طریق نوشته و سند مبادله کنند ترجیح داده‌اند از ابزار شفاهی برای این منظور بهره ببرند، وبلاگ در تاریخ ایران یک استثنا است، برای اولین بار ایرانی‌ها در حال تمرین نوعی انتقال افکار از طریق نوشتن هستند. این رخداد از منظر برخی صاحب‌ نظران به انقلاب وبلاگی در عرصه سیاست در ایران تعبیر شده است.

از سوی دیگر برخی از تحلیل‌گران از اینکه ایرانیان درون‌گرا خصوصی‌ترین جنبه‌های زندگی شخصی خود را بر روی اینترنت منتشر می‌کنند اظهار تعجب می‌کنند.

چرا ما ایرانی‌های «تودار» اینچنین خود را «بیرون» می‌ریزیم؟ چه عواملی سبب می‌شوند که ما  زندگی خصوصیمان را روی وبلاگ بنویسیم؟ تا چه مرحله در این بیرونی کردن زندگی خصوصی پیش می‌رویم؟ آیا مرزهای زندگی عمومی و خصوصی در زندگی واقعی هم جابجا شده یا این وبلاگ‌ها هستند که میل و امکان عمومی کردن زندگی خصوصی را به ما می‌دهند؟"

آمار و ارقامی هم که در این رابطه ارائه شد، همانند آمار و ارقام مربوط به دیگر پدیده‌های اینترنتی و رسانه‌ای مرتبط با ارتباطات اجتماعی و فرهنگی ما ایرانیان - مانند تعداد عضوهای ایرانی تبار سایت‌هایی مانند Orkut و Gazzag و...- جالب و تکان‌ دهنده بود. اولین وبلاگ فارسی زبان با تاخیری 4 ساله از ابداع وبلاگ در سال ۸۰ایجاد شد. به سرعت و بعد از ۳سال وبلاگ‌های فارسی زبان به لحاظ تعداد، جایگاه سوم را در بین دیگر وبلاگ‌ها به خود اختصاص دادند. در فعل حاضر نیز وبلاگ‌های فارسی با تعدادی معادل ۲۵۰۰۰۰۰وبلاگ ثبت شده و حدود ۲۵۰۰۰۰وبلاگ فعال جایگاه دهم را در بین دیگر وبلاگ‌ها به خود اختصاص داده‌اند. ولی با این اوصاف چرا هنوز در ایران هیچ سازمان یا نهاد مستقل که پی‌گیر فعالیت‌ها و مطالبات و حقوق وبلاگ‌ها و بلاگرها باشد (البته با نظر به سیاست‌های تشویقی و حمایتی)، وجود ندارد و بسیاری نکات جالب دیگر که اگر عمری باقی بود، ان‌شاالله در زمان‌های بعدی به آن‌ها اشاره خواهم کرد.

سخنران آخر این نشست نیز دکتر صادق طباطبائی بودند. محور سخنان ایشان نیز در رابطه با رسانه و فرهنگ بود. ایشان دارای مدرک دکترای ژنتیک (البته اگر اشتباه نکرده باشم!) بودند، اما شخصیتی بسیار خوش‌فکر، روشن‌پژوه و تئوری پرداز در رابطه با مسائل مربوط به ارتباط رسانه و فرهنگ داشتند که البته که ان‌شاالله در آینده به مسائل مطرح شده توسط ایشان نیز خواهم پرداخت.

راستش خودم هم فعلا نمی‌دانم که در آینده در وبلاگ ممکن است به چه موضوعاتی بپردازم. اما آنچه برایم شادی‌آور است، حس مثبتی است که در رابطه با نوشتن وبلاگ در من بوجود آمده که شرکت در این اجلاس و موضوعات مطرح شده در آن نقش مهمی داشت که مرا از برزخ چندین مدته‌ی نوشتن یا ننوشتن وبلاگ رهایی بخشید [البته که ممکن است این حس چندان دوامی نداشته باشد] تا در آینده چه پیش آید؟....

در ضمن جمله‌ای که اون دوردورا! و در ابتدای متنم آورده‌‌ام سنخیت چندانی با موضوع مطرح شده ندارد. جمله تاثیر‌گذاری بود که بعد از مدت‌ها تارک تلویزیون بودن!، در یکی از سریال‌هایی که همراه خانواده مشغول تماشای آن بودم از یکی از بازیگران شنیدم که به نظرم آوردن آن در ابتدای متن طولانی‌ام که مطمئنا برای پست اول مناسب نیست-  چندان خالی از لطف نبود.

به قول یکی از دوستان شفيقم (www.koorsoo.blogfa.com)، "تمام اين نوشتارها و يادداشتها را تقديم مي كنم به كسي كه آرزو دارم خواننده آنها باشد؛

و آيا هست؟"

 

 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 21:0  توسط حمید ثابت قدم  |